|
بالاخره بعد مدتها فرصتی شد خدمت برسم. شرمنده، درسهای نفس گیر مجال سر زدن نمیدن البته خوشبختانه دوستان دیگر لطف داشتند و وبلاگو تقریبا سر پا نگه داشتن. بازدیدها بالا هست ولی در عجبم که چرا نظرات کمه. خواهشا ما رو با نظراتون دلگرم کنید. بریم سر اصل مطلب؛ امروز کلی شعر قشنگ براتون می ذارم. من خودم خیلی لذت بردم. فاضل نظری از شعرای مورد علاقه منه. پیشنهاد می کنم کتابهای شعرشم بخونید. امیدوارم از این شعرهای بینهایت زیبا لذت ببرید. 

دير و دور
بعد از اين بگذار قلب بيقراري بشكند گل نميرويد، چه غم گر شاخساري بشكند
بايد اين آيينه را برق نگاهي ميشكست پيش از آن ساعت كه از بار غباري بشكند
گر بخواهم گل برويد بعد از اين از سينهام صبر بايد كرد تا سنگ مزاري بشكند
شانههايم تاب زلفت را ندارد، پس مخواه تختهسنگي زير پاي آبشاري بشكند
كاروان غنچههاي سرخ، روزي ميرسد قيمت لبهاي سرخت روزگاري بشكند
مهمان آتش
راحت بخواب اي شهر! آن ديوانه مرده است در پيله ابريشمش پروانه مرده است
در تُنگ، ديگر شور دريا غوطهور نيست آن ماهي دلتنگ، خوشبختانه مرده است
يك عمر زير پا لگد كردند او را اكنون كه ميگيرند روي شانه، مرده است
گنجشكها! از شانههايم برنخيزيد روزي درختي زير اين ويرانه مرده است ديگر نخواهد شد كسي مهمان آتش آن شمع را خاموش كن! پروانه مرده است
source: iricap.com
*حتما به بقیه شعرها در ادامه مطلب سر بزنید. *نظر فراموشتون نشه!
|